
به گزارش اقتصادنیوز، ناترازی انرژی در آستانه ورود به فصل سرد سال، مسئله تازهای برای اقتصاد ایران نیست؛ اما امسال، همزمانی این چالش با شرایط جنگی، محدودیتهای ناشی از محاصره دریایی و آسیبهای واردشده به زیرساختهای انرژی، ابعاد پیچیدهتری به بحران تأمین سوخت بخشهای مختلف اقتصاد داده است.
افزایش مصرف گاز در بخش خانگی با آغاز فصل سرما، در کنار محدودیت ظرفیت تولید و دشواری تأمین و انتقال برخی فرآوردههای نفتی، بار دیگر تأمین انرژی صنایع و پیامدهای زیستمحیطی آن را به یکی از دغدغههای اصلی تبدیل کرده است.
اقتصادنیوز: رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران، با تشریح عملکرد اتاق در دوره جنگ، از تلاش بخش خصوصی برای تأمین کالاهای مورد نیاز کشور و جلوگیری از کمبودها سخن گفت و تأکید کرد که تداوم فعالیت صنایع به حمایت دولت و ثبات در مقررات اقتصادی وابسته است.
اگرچه پیش از این در رابطه با استفاده از سوخت مازوت در صنایع با اکراه صحبت می شد اما حالا استفاده از سوختهای جایگزین، به راهکاری علنی برای جلوگیری از توقف فعالیت واحدهای تولیدی تبدیل شده؛ راهکاری که اگرچه میتواند بخشی از کمبود سوخت صنایع را جبران کند، اما هزینههای اقتصادی و زیستمحیطی قابلتوجهی به همراه خواهد داشت.
نشانههای این وضعیت از ابتدای آبانماه در صنعت سیمان نمایان شده است؛ بهطوریکه دبیر انجمن صنفی کارفرمایان صنعت سیمان از قطع گاز کارخانههای سیمان و جایگزینی مازوت خبر داده است. این در حالی است که استفاده از مازوت، بهویژه انواع پرگوگرد آن، میتواند پیامدهای قابلتوجهی برای کیفیت هوا و سلامت عمومی داشته باشد. از سوی دیگر، نبود زیرساخت کافی برای تولید و تأمین سوخت کمگوگرد و هزینه بالای فرآوری آن، امکان جایگزینی کمهزینه و کمخطر این سوخت را با چالش مواجه کرده است.
در این میان، مسئله صرفاً انتخاب میان گاز و مازوت نیست؛ بلکه ناترازی انرژی، محدودیتهای صادراتی فرآوردههای نفتی، هزینه تأمین سوخت صنایع و ضرورت حفظ ظرفیت تولید، مجموعهای از ملاحظات اقتصادی را پیش روی سیاستگذار قرار داده است. از یک سو، محدودیت سوخت میتواند فعالیت صنایع انرژیبر و زنجیره تأمین کشور را تحت تأثیر قرار دهد و از سوی دیگر، تداوم مازوتسوزی ممکن است هزینههای زیستمحیطی و اجتماعی بیشتری به همراه داشته باشد.
در همین رابطه، حمید حسینی، فعال اقتصادی حوزه صنعت پتروشیمی و عضو هیات نمایندگان اتاق ایران، در گفتوگو با به بررسی وضعیت مازوتسوزی در کشور، چشمانداز تأمین انرژی صنایع در زمستان، موانع تولید مازوت کمگوگرد و تبعات اقتصادی و زیستمحیطی استفاده از این سوخت پرداخته است.
****
*آقای حسینی! با توجه به قطع گاز کارخانههای سیمان از ابتدای آبان و احتمال محدودیت بیشتر گاز در زمستان، وضعیت مازوتسوزی در کشور را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا امسال با افزایش مصرف این سوخت مواجه خواهیم شد؟ آیا آمار شفافی از میزان مصرف روزانه این سوخت برای نیروگاهها یا تعداد نیروگاههای مصرفکننده وجود دارد؟
با وضعیتی که در حال حاضر در حوزه انرژی در دنیا ایجاد شده است، قاعدتاً بسیاری از کشورها استانداردهای زیستمحیطی خود را کنار گذاشتهاند. آنها مجبور شدهاند تجدیدنظر کنند تا بتوانند فرآوردههای بیشتری تولید نمایند.
ما نیز در وضعیتی قرار داریم که به طور معمول و سالانه، با توجه به اینکه در زمستان مصرف بخش خانگی بهشدت افزایش پیدا میکند و امکان ذخیرهسازی گاز هم نداریم، با مشکل مواجه میشویم؛ بهگونهای که به یکباره مصرف خانوار از ۲۵۰ میلیون متر مکعب، به طور متوسط به ۴۵۰ میلیون متر مکعب میرسد و بعضی اوقات حتی تا ۶۰۰ الی ۷۰۰ میلیون متر مکعب نیز بالغ میشود.
لذا دولت یا کمیتهای متشکل از چند نفر مینشینند و تصمیمگیری میکنند و میگویند حالا که مصرف خانگی به این عدد رسیده است، امروز گاز کارخانههای فولادی، فردا کارخانههای سیمانی و روز بعد پتروشیمیها را قطع کنیم. چارهای هم ندارند، زیرا شرایط کشور به شکلی نیست که امکان تأمین کامل آن وجود داشته باشد. امسال با توجه به اینکه بخشی از گاز را از دست دادهایم و از سوی دیگر به دلیل حملات انجامشده و افزایش مصرف، دولت با محدودیت مواجه است.
دولت با حدود ۷۰۰ میلیون متر مکعب گازی که در اختیار دارد، ابتدا تعهدات صادراتی دارد که اگر پرداخت و تأمین نکند مشمول جریمه میشود؛ از طرفی خوراک پتروشیمیها و صنایع و از سوی دیگر مصارف خانگی را در پیش دارد. دولت میتواند تزریق گاز به چاههای نفت را متوقف کند و بگوید در زمستان تزریق صورت نگیرد. این شرایط دولت را ناگزیر میسازد که دست به انتخاب بزند.
از طرف دیگر، مازوتی تولید میشود که به دلیل محاصره دریایی در این فصل و در این مدت، امکان صادرات آن وجود ندارد؛ در حالی که قبلاً روزانه حداقل ۷۰ هزار تن مازوت صادر میشده است. قاعدتاً توزیع این مازاد ۷۰ هزار تنی را بین واحدهای سیمانی، واحدهای صنعتی که قابلیت مصرف مازوت دارند و حتی نیروگاهها آغاز کردهاند. دولت مجبور است به حدود ۱۵ نیروگاهی که توانایی مصرف مازوت دارند، مازوت تحویل دهد و چارهای جز این ندارد؛ هرچند توانستهاند برای نمونه، نیروگاه اراک را به جای مازوت به گاز مایع تبدیل کنند، اما سایرین همچنان مصرفکننده هستند. در کل حدود ۱۵ نیروگاه وجود دارند که مصرف مازوت دارند.
* میزان مصرف سوخت مازوت در نیروگاهها چقدر است؟
رقم دقیق مصرف آنها را نمیدانم و باید از مراجع دیگر پرسوجو فرمایید؛ ولی برای مثال نیروگاه اراک به دلیل حساسیتهای موجود و قرارگیری در یک شهر آلوده، سال گذشته توانستند مازوت با سولفور پایین به آن اختصاص دهند تا آلودگی کمتری ایجاد کند و امسال نیز موفق شدند سوخت و خوراک اراک را بر روی گاز مایع (LPG) قرار دهند.
قاعدتاً چارهای جز این نداریم. به نظر میرسد دولت برای حدود ۶۰ تا ۷۰ روز با این چالش روبهرو باشد؛ البته خوشبختانه امسال بارندگی خواهیم داشت و پیشبینی نمیشود که هوا بسیار سرد شود.
چند روز پیش نیز آقای توکلی در اتاق تهران حضور یافتند و گزارش نسبتاً مفصلی ارائه کردند مبنی بر اینکه چه میزان ظرفیت به نیروگاهها و چه میزان به صنایع قابل تخصیص است. ظاهراً دولت حدود ۲۳۰ الی ۲۴۰ میلیون متر مکعب گاز را برای مجموعه صنایع، پتروشیمیها و بخشهای تولیدی در نظر گرفته و اعلام کرده است که باید این میزان تأمین شود.
حال اینکه آیا موفق به تأمین خواهند شد یا خیر، مشخص نیست. در حال حاضر فعلاً گاز هیچ صنعتی را قطع نکردهاند؛ زیرا هنوز هوا سرد نشده است. البته طی همین روزها مصرف خانگی حدود ۲۰ الی ۳۰ یا ۴۰ میلیون متر مکعب افزایش یافته، اما هنوز قابل تحمل است. فعلاً این مشکل وجود دارد تا ببینیم آیا تدابیر دیگر به نتیجه میرسد یا خیر. همزمان دولت پیگیر است تا در صورت امکان از قطر LNG وارد کند؛ از سوی دیگر مسئولان شرکت ملی گاز در ترکمنستان حضور داشته و در حال مذاکره هستند. بهطور همزمان با روسیه نیز مذاکراتی انجام شده و درصدد احیای خط لولهای هستند که پیشتر گاز از طریق آن صادر میشد تا بتوان در این فصلها از روسیه گاز وارد کرد. دولت تمامی تلاش خود را به کار گرفته است، اما چارهای وجود ندارد و برای زنده ماندن واحدهای تولیدی، حداقل بخشی از آنها باید به سمت مصرف مازوت بروند.
* آیا زیرساخت کافی برای تولید و توزیع مازوت کمگوگرد در کشور وجود دارد؟
متأسفانه خیر، نداریم. اقداماتی که میشد انجام داد تا حدی به دلیل کوتاهی شرکتهای پالایش و پخش معطل مانده است. حتی میشد از ظرفیت بخش خصوصی استفاده کرد یا با تخصیص سهمیه و دادن خوراک به بخش خصوصی، آن را تبدیل کرد. اگر این اتفاق میافتاد، میتوانست تمام مشکل سوخت نیروگاههای کشور را حل کند؛ یعنی مردم هیچگونه نگرانی از بابت مصرف مازوت با ۳۵ هزار پیپیام گوگرد نداشتند. البته شیرینسازی مازوت بسیار هزینهبر بوده و ارزان نیست؛ پروژههای شیرینسازی مازوت بهازای هر هزار بشکه، تقریباً نیازمند حدود ۵ میلیون دلار سرمایهگذاری است. این طرحها پروژههای گرانقیمتی هستند اما ضرورتاً کشور باید به این سمت حرکت کند.
* جایگزینی گاز با مازوت چه میزان هزینه اضافی به صنایع تحمیل میکند و آیا این هزینه به قیمت تمامشده محصولات منتقل میشود؟
مازوت قطعاً از گازوئیل ارزانتر است. اگر واحدهای صنعتی و پتروشیمیها در زمستان بخواهند از بورس کالا گازوئیل را با قیمتهای کشفشده خریداری کنند، هزینه بسیار سنگینتری خواهد داشت. بنابراین اگر دولت بتواند مازوت با سولفور پایین تولید و تأمین کند، مصرف مازوت در مقایسه با سایر فرآوردههای نفتی به نفع واحدهای صنعتی تمام خواهد شد.
نکته دیگر این است که شرایط کشور عادی نیست و ما باید تصمیمات را در ظرف زمان و مکان بسنجیم. نمیتوان بدون در نظر گرفتن مقتضیات زمان و مکان انتظار داشت همه امور به روال عادی پیش برود. کشور در شرایط جنگی و دارای محدودیت است. پالایشگاههای کشور اگر بخواهند با تمام ظرفیت بنزین و گازوئیل کشور را تأمین کنند، باید بتوانند مازوت تولیدی خود را نیز به مصرف برسانند.
بنابراین صاحبان صنایع باید همکاری کنند تا مشکل پالایشگاهها در زمینه انباشت مازوت با ذخیرهسازی و مصرف حل شود. از سوی دیگر مردم نیز باید قدری تحمل به خرج دهند؛ همانگونه که بسیاری از کشورهای دنیا در شرایط بحرانی ناچار به تغییر استانداردهای زیستمحیطی شدهاند.
*یعنی باید این آمادگی را داشته باشیم که آلودگی هوا نسبت به سالهای قبل بیشتر شود؛ کیفیت هوا پایینتر خواهد بود و باید این وضعیت را تحمل کنیم؟
متأسفانه احتمال افزایش آلودگی وجود دارد؛ چارهای نداریم.