
در «تیتر یک» امروز، وضعیت شکننده گردشگری ایران بررسی شده است؛ صنعتی که با کاهش سفر خانوارها و غیبت ایران در گزارش رقابتپذیری سفر و گردشگری ۲۰۲۶ مواجه است. همچنین دلایل آسیبپذیری این صنعت در گفتوگو با یک فعال گردشگری بررسی شده است. در ادامه، وضعیت بازار مسکن، کاهش سهم آن از تسهیلات بانکی و افزایش فاصله قیمت مسکن با درآمد خانوارها مرور شده و آمار توزیع درآمد و کاهش ضریب جینی نیز بررسی شده است؛ کاهشی که لزوماً به معنای بهبود رفاه خانوار نیست. در بخش اقتصاد جهان نیز بازار سهام و اوراق آمریکا، انتخابات برزیل و نوبل فیزیک ۲۰۲۶ بررسی شدهاند.
در «پرونده روز» امروز تیتر یک، سراغ یکی از بخشهایی رفتیم که قرار است هم به اقتصاد کمک کند و هم فرصتی برای فراغت و سفر خانوارها فراهم کند؛ گردشگری در ایران. اما آمارها نشان میدهند این صنعت همچنان شکننده است. از یک سو، نام ایران در گزارش رقابتپذیری سفر و گردشگری مجمع جهانی اقتصاد در سال ۲۰۲۶ دیده نمیشود و از سوی دیگر، آمارهای داخلی از کاهش سفر خانوارها حکایت دارد؛ بهطوری که از سال ۱۴۰۰ به بعد، تعداد خانوارهایی که هیچ سفری نداشتهاند از خانوارهای دارای سفر بیشتر شده است. در گفتوگو با علی شادلو، فعال حوزه گردشگری، بررسی کردهایم که چرا گردشگری ایران تا این اندازه در برابر بحرانها آسیبپذیر شده است.
در ادامه، تصویر بازار مسکن، از افزایش فاصله قیمت داراییها با درآمد خانوار تا کاهش سهم مسکن از تسهیلات بانکی را مرور میکنیم و به سراغ تازهترین آمار توزیع درآمد خانوارها میرویم؛ آماری که کاهش ضریب جینی را نشان میدهد، اما لزوماً به معنای بهبود رفاه نیست.
در بخش اقتصاد جهان، عملکرد سهام آمریکا در کنار رشد بازدهی اوراق را بررسی میکنیم، به دور دوم انتخابات برزیل و اثر آن بر آرایش سیاسی آمریکای لاتین میپردازیم و در نهایت، نگاهی داریم به نوبل فیزیک ۲۰۲۶ و کشف جهان با «ذرات شبحوار».
با «تیتر یک» سهشنبه 14 مهر 1405 همراه باشید.
بازار سهام آمریکا همچنان در مسیر صعودی حرکت میکند، اما ترکیب این رشد در بازههای زمانی مختلف یکسان نیست.
در یک ماه گذشته، رشد بازار بیش از هر چیز تحت تأثیر سهام تکنولوژی و شرکتهای مرتبط با هوش مصنوعی بوده است. در همین مدت، متا بیش از ۲۱ درصد رشد کرده، AMD حدود ۳۶ درصد و اینتل نزدیک به ۲۶ درصد افزایش داشتهاند. انویدیا، اپل، مایکروسافت و گوگل نیز در محدوده مثبت قرار گرفتهاند.
این عملکرد در شرایطی اتفاق افتاده که بازدهی اوراق ۱۰ ساله آمریکا به بالاترین سطوح بیش از دو دهه اخیر رسیده است. در مقابل، کاهش قیمت نفت برنت به زیر ۱۰۰ دلار بخشی از نگرانیهای تورمی بازار را کاهش داده و به سهام کمک کرده است.
اما اگر به عملکرد بازار از ابتدای سال نگاه کنیم، تصویر متفاوتی دیده میشود. رشد بازار در این بازه گستردهتر بوده و فقط به غولهای تکنولوژی محدود نمانده است. شرکتهایی در بخشهای انرژی، صنایع، سلامت و خدمات مالی نیز عملکرد مثبتی داشتهاند.
در این میان، سهام مرتبط با زیرساخت هوش مصنوعی همچنان در صدر قرار دارند؛ مایکرون از ابتدای سال بیش از ۲۶۰ درصد، اینتل بیش از ۲۰۷ درصد و AMD حدود ۱۸۹ درصد رشد کردهاند.
بنابراین مسئله اصلی بازار آمریکا در مقطع فعلی، صرفاً ادامه رشد شاخصها نیست؛ بلکه میزان تمرکز این رشد است. سؤال مهم این است که آیا سودآوری شرکتهای فناوری و موج سرمایهگذاری در هوش مصنوعی میتواند در برابر فشار نرخ بهره و بازده بالای اوراق مقاومت کند؟
مسافرت رفتن و بازدید از اماکن تاریخی و تفریحی فرصتی حیاتی برای افراد و خانوارهاست تا قدری از روتین زندگی روزمره و فشارهای کاری فاصله گرفته و به استراحت و فراغت بپردازند؛ موضوعی که از اصلیترین دلایل اهمیت صنعت و اقتصاد گردشگری محسوب میشود. با این حال، نگاهی به آمارها و گزارشهای رسمی، تصویر نگرانکنندهای از پایداری و وضعیت اقتصاد گردشگری در ایران ارائه میدهد.
در سطح بینالمللی، گزارش مجمع جهانی اقتصاد (WEF) در نسخه سال ۲۰۲۶ منتشر شده اما نام ایران در میان ۱۱۰ کشور ارزیابیشده در این گزارش به چشم نمیخورد. بر اساس معیارهای اعلامشده توسط مجمع جهانی اقتصاد، غیبت یک کشور در حداقل سه نظرسنجی مدیران اجرایی، وجود دادههای مفقود بهصورت قابلتوجه، یا وقوع درگیری و جنگی که آمارها را غیرقابلاتکا سازد، میتواند از دلایل عدم درج نام آن کشور باشد؛ اگرچه علت دقیق غیبت ایران مشخص نیست. این در حالی است که در گزارش قبلی این نهاد در سال ۲۰۲۴، ایران در میان ۱۱۹ کشور در رتبه ۷۳ قرار گرفته بود که رتبهای نسبتاً نامطلوب در شاخصهای توسعه و پایداری گردشگری به شمار میرفت.
در بعد داخلی نیز جدیدترین آمارهای منتشرشده از سوی مرکز آمار ایران، تعمیق شکنندگی این صنعت را نشان میدهد. بر اساس این دادهها، بهویژه از سال ۱۴۰۰ به این سو، تعداد خانوارهایی که اصلاً به سفر نرفتهاند از خانوارهایی که مسافرت داشتهاند فراتر رفته است. این تغییر الگوی رفتار خانوارها بهروشنی بیانگر بدتر شدن وضعیت مالی، کاهش قدرت خرید و حذف شدن سفر از سبد رفاهی بخش بزرگی از جامعه است که انعکاس آن در سایر شاخصهای اقتصادی و معیشتی نیز دیده میشود.
در نهایت، شکنندگی صنعت گردشگری ایران حاصل همافزایی فشارهای معیشتی داخلی و چالشهای ساختاری در عرصه بینالمللی است. در همین راستا، در گفتوگویی با علی شادلو، فعال حوزه گردشگری این سوال را مطرح کردهایم که: «چرا توریسم در ایران تا این حد شکننده است و چه عواملی این صنعت را در برابر بحرانها تا این اندازه آسیبپذیر کرده است؟»
با پرونده روز «تیتر یک» سهشنبه همراه باشید.
کاهش نابرابری در سال ۱۴۰۴ لزوماً به معنای بهتر شدن وضعیت رفاهی خانوارها نیست. گزارش تازه مرکز آمار ایران از «توزیع درآمد و هزینه خانوارها» نشان میدهد بیشتر شاخصهای سنجش نابرابری در سطح کل کشور نسبت به سال ۱۴۰۳ کاهش یافتهاند؛ اما این تغییر را نمیتوان بهتنهایی نشانه افزایش قدرت خرید یا رفاه خانوارها دانست.
ضریب جینی کل کشور از ۰.۳۸۷۰ در سال ۱۴۰۳ به ۰.۳۸۴۹ در سال ۱۴۰۴ رسیده است. در مناطق شهری نیز این شاخص اندکی کاهش یافته، اما در مناطق روستایی از ۰.۳۵۳۲ به ۰.۳۵۴۳ افزایش پیدا کرده است.
در توزیع دهکی نیز سهم ۱۰ درصد پرهزینهترین خانوارها از ۳۰.۷۹ درصد به ۳۰.۳۶ درصد کاهش یافته، در حالی که سهم دهک اول از ۲.۳۲ درصد به ۲.۳۷ درصد رسیده است. نسبت متوسط هزینه ۱۰ درصد بالای جامعه به ۱۰ درصد پایین نیز از ۱۳.۲۵ به ۱۲.۸۲ کاهش داشته است.
شاخصهای پالما، تیل و اتکینسون نیز در سطح کشور کاهش یافتهاند؛ مجموعهای از اعداد که نشان میدهد فاصله نسبی میان گروههای مختلف هزینهای کمی کمتر شده است.
اما یک نکته مهم وجود دارد: این شاخصها عمدتاً نحوه توزیع هزینه را اندازه میگیرند، نه سطح واقعی رفاه. اگر هزینه یا درآمد خانوارها کاهش پیدا کند، ممکن است نابرابری آماری کمتر شود، بدون اینکه قدرت خرید خانوارها افزایش یافته باشد.
بنابراین، کاهش نابرابری در سال ۱۴۰۴ را نباید معادل بهبود رفاه دانست؛ برای قضاوت درباره وضعیت معیشت، باید این ارقام را در کنار تورم، درآمد واقعی، قدرت خرید و شاخصهای فقر بررسی کرد.
توسعه فعالیتهای معدنی تنها به سرمایهگذاری و افزایش تولید محدود نمیشود و آثار اقتصادی و اجتماعی آن در مناطق محل اجرای پروژهها نیز باید مورد توجه قرار گیرد؛ موضوعی که به گفته سید سهراب حسینی، فعال بخش معدن، ضرورت انجام مطالعات اجتماعی پیش از اجرای طرحهای معدنی و بازتعریف مفهوم مسئولیت اجتماعی را پررنگ میکند.
سید سهراب حسینی فعال بخش معدن با اشاره به مهم بودن بخش معدن و نقش آن در توسعه اقتصادی و اجتماعی بیان کرد: اگر ما نفت را یک بحث ملی می دانیم باید معدن را هم یک بخش ملی دانست و با نگاه ملی برای آن تصمیم گرفت.
وی ادامه داد: زمانی که ما در یک شهرستان سرمایه گذاری می کنیم باید وزرات صمت مطالعات اجتماعی انجام دهد چراکه مسئولیت اجتماعی فقط ساخت یک ورزشگاه نیست.
گزارش تازه دفتر اقتصاد مسکن وزارت راه و شهرسازی، تصویری از مجموعهای از چالشهای ساختاری بازار مسکن ایران ارائه میدهد؛ بازاری که در آن رشد قیمت داراییها از رشد درآمد خانوارها فاصله گرفته و دسترسی به مسکن برای خانوارها دشوارتر شده است.
بر اساس این گزارش، طی ۲۰ سال گذشته متوسط رشد سالانه قیمت سکه حدود ۴۳ درصد، شاخص کل بورس ۳۵ درصد، قیمت مسکن تهران و نقدینگی حدود ۳۰ درصد و قیمت ارز و اجارهبهای مسکن حدود ۲۵ درصد بوده است. این شتاب در هشت سال اخیر بیشتر هم شده؛ بهطوری که متوسط رشد سالانه قیمت سکه به ۷۳ درصد و قیمت مسکن تهران به حدود ۴۸ درصد رسیده است.
اما افزایش اسمی قیمت داراییها لزوماً به معنای رونق واقعی اقتصاد نیست. درآمد سرانه به قیمت ثابت از حدود ۱۱۰ میلیون تومان در سال ۱۳۹۰ به ۸۸.۶ میلیون تومان در سال ۱۴۰۳ کاهش یافته و رشد اقتصادی کشور نیز طی یک دهه اخیر نزدیک به صفر بوده است.
نتیجه این وضعیت را میتوان در شاخص دسترسی به مسکن دید. این شاخص برای خرید یک واحد ۷۵ متری در مناطق شهری از ۲.۲ در سال ۱۳۸۰ به ۸.۲ در سال ۱۴۰۴ رسیده است.
همزمان، سهم مسکن و ساختمان از تسهیلات بانکی نیز بهشدت کاهش یافته؛ از ۱۷ درصد در سال ۱۳۹۰ به ۲.۷ درصد در سال ۱۴۰۴ و حدود ۲ درصد در پنجماهه نخست ۱۴۰۵ رسیده است.
از سوی دیگر، زمین همچنان یکی از سنگینترین اجزای هزینه ساخت است و در سال ۱۴۰۳ حدود ۵۶.۸ درصد قیمت تمامشده مسکن را تشکیل داده است.
در بافتهای فرسوده نیز حدود ۲.۸ میلیون واحد مسکونی همچنان نیازمند نوسازی هستند.
دفتر اقتصاد مسکن سه چالش اصلی را دسترسی نامطلوب خانوارها، ساماندهی ناکافی بافتهای فرسوده و اثرگذاری محدود طرحهای حمایتی میداند؛ چالشهایی که به یک مسئله مشترک ختم میشوند: تأمین مالی.
انتخابات ریاستجمهوری برزیل وارد مرحله دوم شده؛ انتخاباتی که نتیجه آن فقط برای بزرگترین کشور آمریکای لاتین اهمیت ندارد، بلکه میتواند بر آرایش سیاسی کل منطقه هم اثر بگذارد.
در دور اول، فلاویو بولسونارو، پسر ژائیر بولسونارو، رئیسجمهور پیشین برزیل، با حدود ۴۷ درصد آرا در رتبه اول قرار گرفت و لولا داسیلوا، رئیسجمهور کنونی و چهره شاخص چپ آمریکای لاتین، حدود ۴۵ درصد آرا را به دست آورد.
رقابت این دو، علاوه بر یک دوئل انتخاباتی، تقابل دو نگاه متفاوت به آینده برزیل است. فلاویو کارزار خود را بر مبارزه سخت با جرم و جنایت و مسائل اقتصادی متمرکز کرده و از سیاستهای امنیتی سختگیرانهتر سخن میگوید. لولا در مقابل بر دموکراسی، حاکمیت ملی و رویکردی متفاوت در مقابله با گروههای تبهکار تأکید دارد.
این انتخابات یک بُعد بینالمللی مهم هم دارد. دونالد ترامپ از بولسونارو حمایت کرده و پیروزی او میتواند بر روابط برزیل با واشنگتن اثر بگذارد.
از سوی دیگر، برزیل در شرایطی به دور دوم میرود که در سالهای اخیر بخش قابل توجهی از آمریکای لاتین شاهد چرخش به راست بوده است؛ از آرژانتین و السالوادور گرفته تا برخی دیگر از کشورهای منطقه.
حالا سؤال اصلی این است: آیا بزرگترین اقتصاد آمریکای لاتین هم به این موج میپیوندد؟
نوبل فیزیک ۲۰۲۶ به «فرانسیس هالزن»، اخترفیزیکدان بلژیکی و استاد دانشگاه ویسکانسین-مدیسن، رسید؛ دانشمندی که با ایده ساخت یک رصدخانه عظیم در یخهای قطب جنوب، مسیر تازهای برای مطالعه کیهان باز کرد.
هالزن از دهه ۱۹۸۰ ایده استفاده از یخهای قطب جنوب برای شناسایی نوترینوها را دنبال میکرد؛ ذراتی بسیار کوچک، بدون بار الکتریکی و با جرمی ناچیز که تقریباً بدون تغییر از میان ماده عبور میکنند. این ذرات میتوانند از دل ستارهها، سیارات و حتی کهکشانها عبور کنند و اطلاعاتی از دوردستترین نقاط کیهان با خود به زمین بیاورند.
نتیجه این ایده، ساخت «IceCube» بود؛ رصدخانهای که در یک کیلومتر مکعب از یخهای قطب جنوب، ۵۱۶۰ حسگر نوری را در عمق زمین مستقر کرده است. این حسگرها نور بسیار ضعیفی را که در اثر برخورد نوترینو با هسته اتم ایجاد میشود، ثبت میکنند.
تیم IceCube در سال ۲۰۱۳ نخستین شواهد از نوترینوهای کیهانی را گزارش کرد و بعدها به اندازهای داده جمعآوری شد که کشف آنها تأیید شود.
نوبل امسال در واقع از ایدهای تقدیر میکند که امکان شکلگیری «نوعی کاملاً جدید از نجوم» را فراهم کرده؛ نجومی که به جای نور، از ذرات شبحوار برای دیدن اعماق کیهان استفاده میکند.