پیش‌بینی صندوق بین‌المللی پول از افزایش کسری بودجه آمریکا
صفحه‌اصلی /بلاگ /دموکراسیِ آدم‌بزرگ‌ها؛ آیا یک نماینده…

دموکراسیِ آدم‌بزرگ‌ها؛ آیا یک نماینده باید به دنبال امتیاز برای رأی‌دهندگان باشد؟

روابط عمومی
 
4 بازدیدکننده

اقتصادنیوز: چرا از دولت انتظار داریم چیزی را که متعلق به دیگران است، به ما بدهد؟ دیردره مک‌کلاسکی، اقتصاددان، با روایت ساده دو کودک سه‌ساله، به یکی از پرسش‌های مهم دنیای سیاست می‌رسد: چگونه می‌توان دموکراسی را از امتیازخواهی و مداخله دولت دور کرد و با آزادی فردی آشتی داد؟

01 - دموکراسیِ آدم‌بزرگ‌ها؛ آیا یک نماینده باید به دنبال امتیاز…

دموکراسیِ آدم‌بزرگ‌ها؛ آیا یک نماینده باید به دنبال امتیاز برای رأی‌دهندگان باشد؟

به گزارش اقتصادنیوز، دیردره نانسن مک‌کلاسکی، اقتصاددان، در ، نوشت:

خوزه و ماری دوقلوهای ۳ ساله‌ای هستند. ماری با عروسکی بازی می‌کند که خوزه دلش می‌خواهد آن را بگیرد و مدام به گوشه‌وکنار اتاق پرت کند. صرفاً از سر تفریح و سرخوشی. خوزه می‌گوید: «عروسک رو بده به من!» ماری می‌گوید: «نه!» او به مامان رو می‌کند و می‌گوید: «مامان، ماری را مجبور کن اون رو بده به من!» مامان می‌گوید: «نه خوزه، اون عروسک ماریه.» خوزه در آستانۀ این است که صرفاً عروسک را بقاپد، اما راه دیگری به ذهنش می‌رسد: «ماری، اگه عروسکت رو بدی باهاش بازی کنم، منم کامیونم رو می‌دم بازی کنی.» ماری قبول می‌کند و بازی با آرامش ادامه می‌یابد.

مقصود این است که دزدی یک شهروند از شهروندی دیگر کاری ناپسند است. دست به دامن دولت شدن برای اینکه از شهروندی بدزدد و به دیگری بدهد نیز کاری ناپسند است. پس چه چیزی خوب است؟ مبادلۀ داوطلبانه.

هر چهارشنبه از ساعت ۱۲:۰۰ تا ۱۲:۳۰، نخست‌وزیر بریتانیا باید به پرسش‌های دیگر نمایندگان پارلمان پاسخ دهد. اگر او از پاسخ دادن طفره برود، نمایندگان با فریاد یا خنده‌های تمسخرآمیز واکنش نشان می‌دهند. صحنۀ باشکوهی است، صحنه‌ای برآمده از همان سرزمینی که با تمام سنت‌های عجیب و غریب بریتانیایی‌اش، آزادی‌هایمان را به ما ارزانی داشت.

گاه این پرسش‌ها تاملات جدی و بنیادینی دربارهٔ سیاست‌گذاری‌های ملی هستند، نظیر این‌که آیا بریتانیا باید در بمباران ایران به ایالات متحده بپیوندد یا خیر. اما دیشب که گوش می‌دادم، متوجه شدم بخش عمده‌ای از پرسش‌ها درست مانند التماس‌های خوزه به مامان است تا چیزی را از ماری بگیرد و به او بدهد. نمایندۀ حوزۀ دانفورد در پارلمان می‌پرسد ــ‌البته همواره خطاب به رئیس مجلس، تا از توهین‌ها و رویارویی‌های مستقیم پرهیز شود‌ــ «جناب رئیس، آیا نخست‌وزیر به وزیر حمل‌ونقل دستور خواهد داد که بزرگراه جدیدی به دانفورد اختصاص دهد؟» یا «جناب رئیس، آیا نخست‌وزیر تمهیدی برای وضع تعرفه‌های حمایتی خواهد اندیشید تا مانع از آن شود که مردم بریتانیا کالاهایی را که ما در دانفورد تولید می‌کنیم از خارجیان بخرند؟» برای تامین بودجۀ آن جادۀ جدید، باید فردی را به زور وادار کرد تا مالیات بپردازد. برای محافظت در برابر رقابت اقتصادی، باید فردی را به زور وادار کرد تا از خارج خرید نکند.

حال باید اذعان کرد که مسلماً این توسل‌ها به اهرم‌های قهری دولت اعلی‌حضرت از دل دموکراسی برمی‌آید. نمایندگان پارلمان با رأی مردم انتخاب می‌شوند و می‌خواهند کرسی خود را حفظ کنند. رأی‌دهندگان نیز درست مانند بچه‌های ۳ ساله، انتظار دارند نمایندهٔ منتخب‌شان امتیازاتی از دولت برای آن‌ها بگیرد. همان عروسک ماری را.

در ۳ نوامبر ۱۷۷۴، ادموند برک، نمایندۀ برجسته، محافظه‌کار و شبه‌لیبرال پارلمان، سخنرانی جاودانۀ خود خطاب به «انتخاب‌کنندگان بریستول» را ایراد کرد. او به ادعای رقیب انتخاباتی‌اش پاسخ می‌داد که معتقد بود یک نماینده باید صرفاً خادم نظرات منفعت‌طلبانۀ رأی‌دهندگانش باشد، درست همان نقشی که بیشتر نمایندگان در «جلسه پرسش از نخست‌وزیر» از خود نشان می‌دهند.

برک اعلام کرد: «نمایندۀ شما نه‌تنها تلاش و همت خود، بلکه قضاوت و تشخیصش را نیز به شما بدهکار است؛ و اگر آن را قربانی نظر شما کند، به‌جای خدمت، به شما خیانت کرده است ... پارلمان مجمعی برای رایزنی یک ملت با یک منفعت واحد است: منفعت کل جامعه، جایی که نه اهداف محلی و نه تعصبات منطقه‌ای، بلکه خیر عمومیِ برآمده از خرد همگانی کل ملت باید راهنما باشد.»

چگونه می‌توان دموکراسی را با لیبرالیسم آشتی داد؟ باید بزرگ شد. به بزرگسالانی بااخلاق بدل شوید، نه بچه‌های ۳ ساله. همه‌چیز را از دولت انتظار نداشته باشید. از التماس به مامان برای هر چیزی، جز اجرای عدالتی که خودش مصلحت می‌داند، دست بکشید. نه برای گرفتن عروسک ماری.