
به گزارش اقتصادنیوز، دکتر محمدمهدی بهکیش، اقتصاددان در گفتوگویی با روزنامه دنیای اقتصاد درباره چشمانداز اقتصاد ایران در نیمه دوم سال گفت: سال گذشته سال بسیار پرالتهابی بود. جنگ ۱۲روزه و جنگ ۳۹روزه توان اقتصادی جامعه را بهشدت تحلیل برد و اکثریت غالب افراد جامعه نهتنها وضعیت مناسبی ندارند، بلکه روزبهروز نیز شرایط نامساعدتری پیدا میکنند. تورم، بهخصوص در بخش مواد غذایی، به بیش از ۱۰۰درصد رسیده است و شرایطی که در پایان ۶ماه نخست سال با آن مواجه هستیم، با دلار ۲۳۰هزار تومانی، زندگی را بسیار دشوار کرده است.
اقتصادنیوز: تورم، ناترازی انرژی، گرههای نظام بانکی، چندنرخی بودن ارز، تحریم و در نهایت جنگ، از جمله ریسکهای موجود در اقتصاد ایران بودهاند. با این حال، آنچه در 6ماه گذشته رخ داده، نااطمینانی را به عاملی تبدیل کرده که بر شدت تمام این ریسکها افزوده است.
او ادامه داد: حقوق یک استاد دانشگاه در وضعیت فعلی، کفاف تامین روزانه ۲ساندویچ را میدهد و یک کارمند متوسط در سیستم، قطعا حقوق کمتری از استاد دانشگاه دریافت میکند و ممکن است درآمد او صرفا کفاف یک ساندویچ در روز را بدهد. این وضعیت قابل دوام نیست و متاسفانه در سیاستهای دولت نیز تصمیم یا اقدامی که بتواند مسیر موجود را تغییر دهد، دیده نمیشود.
دکتر بهکیش همچنین گفت: وضعیت نه جنگ و نه صلح، از خود جنگ نیز بدتر است؛ چراکه در دوران جنگ، تکلیف افراد روشن است. تا زمانی که جنگ ادامه دارد، مردم مصرف خود را تا حد امکان کاهش میدهند و در پناهگاهها زندگی میکنند؛ اما مردم در زمانی که نه جنگ است و نه صلح، نمیدانند چه باید کنند. نه شرایط آنچنان است که به پناهگاه بروند و نه آنچنان است که بتوانند به کسبوکار خود بپردازند. در چنین شرایطی، بسیاری از مردم حتی امکان پرداخت اجاره محل کسب خود را نیز ندارند؛ چراکه علاوه بر تورم، تقاضا بهشدت کاهش یافته و قدرت خرید مردم پایین آمده است. نباید از خاطر ببریم که حدود ۱۰سال است دولت هر سال ۲۰ تا ۳۰درصد قدرت خرید حقوق کارمندان را کاهش میدهد؛ زیرا تورم وجود دارد. هر سال حدود ۳۰درصد افزایش حقوق اعمال میشود، اما تورم بیش از این میزان افزایش مییابد و در نتیجه، قدرت خرید مردم کاهش پیدا میکند. اکنون که با تورمی در حدود ۱۰۰درصد مواجه هستیم، قدرت خرید حقوقبگیران ثابت، از جمله کارمندان، کارکنان بخش خصوصی، مهندسان و سایر پرسنل، سالانه بین ۷۰ تا ۸۰درصد کاهش یافته است.
او همچنین معتقد است: زمانی که قدرت خرید کاهش پیدا کند، پروتئین کمتری در سفره خانوار قرار میگیرد، امکانات کمتری در اختیار خانوادهها قرار میگیرد و بسیاری از افرادی که در گذشته درآمد متوسطی داشتند و در آپارتمانهای متوسط در شمال شهر زندگی میکردند، دیگر نمیتوانند با حقوق خود حتی هزینه شارژ واحدشان را بپردازند. گروهی میگویند این افراد باید خانههای خود را بفروشند و به خانههای ارزانتر بروند؛ اما در نظر نمیگیرند که این افراد به سنین بالاتر رسیدهاند و دیگر توان و امکان فروش خانه و جابهجایی ندارند. علاوه بر این، چنین پیشنهادی اساسا منصفانه نیست.
دکتر بهکیش میگوید: سرمایهگذاری تقریبا به صفر رسیده است و حتی به اندازه استهلاک سرمایه نیز سرمایهگذاری انجام نمیشود. مسیر صادرات و واردات نیز بسته شده و در محاصره قرار داریم. اینکه چه کسی مقصر است، موضوع بحث ما نیست؛ مساله این است که مردم ایران با این همه امکانات، هوش، فراست و تلاشی که در زندگی کرده و میکنند، نباید در چنین وضعیتی گرفتار شوند. در شرایط فعلی روزنه امیدی دیده نمیشود و در صورت ادامه این شرایط در نیمه دوم امسال، قطعا تورم افزایش خواهد یافت؛ چراکه درآمد نفت دیگر وجود ندارد یا اگر وجود داشته باشد، آنقدر محدود است که کفاف هزینههای دولت را نمیدهد. دولت در چنین شرایطی ناچار است برای پرداخت حداقل حقوق کارمندان که ارزش آن بهشدت کاهش یافته است، پول چاپ کند یا از مسیرهای غیرمستقیم حجم پول را افزایش دهد که مستقیما به افزایش تورم منجر میشود.
او گفت: البته تورم فقط به پایه پولی متصل نیست و طرف عرضه نیز بر تورم اثرگذار است. زمانی که نرخ ارز بر اثر شوکهای سیاسی افزایش پیدا میکند، طبیعی است که قیمت اجناس نیز افزایش یابد و اقتصاد به سمت دلاریزهشدن حرکت کند. اقتصادی که خود را با دلار هماهنگ میکند، طبیعی است که توجه کمتری به ریال داشته باشد. در ماههای آینده ممکن است با تورمی بالاتر از ۱۰۰ درصد مواجه شویم؛ چراکه حساسیتها کاهش مییابد، معاملات تقریبا به حداقل خود میرسد و خشم و عصبانیت اجتماعی نیز مانند فنری در حال جمعشدن است.
او گفت: همه ما باید نسبت به این انباشت خشم، عصبانیت و مطالبهگری که مردم بحق دارند، نگران باشیم؛ چراکه این خشم، در نهایت، میتواند باعث بروز رفتارهای غیرقابل پیشبینی شود. خانوادهای که فرزند بیمار دارد و نمیتواند داروی او را تهیه کند یا هزینه ویزیت پزشک او را بپردازد، طبیعتا بسیار خشمگین خواهد شد. هنگامی که فضای سیاسی، اجتماعی و حتی فرهنگی بسته شود و جوانها نتوانند آزادانه در مطبوعات و احزاب فعالیت کنند، فعالیتهای آنان به فعالیتهای زیرزمینی تبدیل خواهد شد. بسیاری از جوانها ممکن است متاسفانه جذب گروههایی شوند و به فعالیتهای زیرزمینی روی بیاورند و در نتیجه، با مشکلات عدیدهای مواجه شویم؛ مشکلاتی بیش از آنچه امروز با آن روبهرو هستیم.
این اقتصاددان کشورمان ادامه داد: همیشه میگوییم اصلاحات اقتصادی دو وجه دارد؛ هزینههای اصلاحات و منافع آن. منافع این اصلاحات را همزمان دولت و مردم دریافت میکنند؛ اما نمیتوان هزینه آن را تنها بر دوش مردم گذاشت. اگر قرار است قیمت بنزین افزایش یابد، نمیتوان این هزینه را صرفا به مردم تحمیل کرد. این رویکرد اشتباه است و دولت باید بخشی از این هزینه را بر عهده بگیرد؛ یعنی مواضع سیاسی خود را تا حدی تعدیل کند تا مردم بتوانند درآمد بیشتری کسب کنند و از عهده هزینههای بالاتر نیز برآیند. این امکان وجود دارد که ناترازی انرژی در ۶ماه دوم پدیدار شود و اختلالاتی در نظام حملونقل مشاهده شود.
او میگوید: کرایهها آنقدر افزایش مییابد که مردم عادی ناچار میشوند استفاده از تاکسی را متوقف کنند و از عهده هزینههای خودروهای شخصی خود نیز برنمیآیند. در چنین شرایطی، سیستم حملونقل عمومی نیز پاسخگوی این حجم از رفتوآمدهای میلیونی نخواهد بود.
دکتر بهکیش در پایان معتقد است: دولت باید راه آشتی با غرب را بیابد. مانند هر کشور دموکراتیک دیگری، اگر افرادی نمیتوانند این وظیفه را به انجام برسانند، باید کنار بروند و افرادی دیگر که توانایی انجام این کار را دارند، انتخاب شوند؛ چراکه مملکت به گروههای خاص تعلق ندارد و متعلق به همه مردم است. توصیه میشود مقتضیات جهان را در نظر بگیریم. مقتضیات جهان بهگونهای است با توجه به تحریمهای ظالمانه، تجارت آزاد برای ما بسیار مشکل شده است. عاقلانه نیست کشوری ضعیف که بودجه نظامی آن ۱۰میلیارد دلار است، با کشوری که بودجه نظامی آن بیش از هزارمیلیارد دلار است، سرشاخ شود؛ چراکه ممکن است صدمات جدی به آن کشور وارد شود. باید با ملت آشتی کرد و با مردم ارتباط بیشتری داشت تا بتوان با کمک یکدیگر مشکلات را حل کرد.